قهرمان ميرزا عين السلطنه
618
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
تاريخ اعثم سهشنبه 24 - صبح به عزم زيارت امامزاده زكريا ( ع ) كه در بالاروج واقع است سوار شديم . از رودخانه گذشته سربالا شديم . يك زربه كبك بلند شد . من عقب كردم . خيلى پياده رفتم . بغلهء سختى بود . تا زانو در خاك فرومىرفت . هرقسم بود گذشته نزديك كبكها شديم . توله استاپ يك مرتبه « مارخ » داد . دو كبك جفت هم بلند شد . يك تير انداخته يك دانه افتاد . ديگر كبك ديده نشد . بالاروج رفتيم زيارت كرده ، چاى خوبى براى اقامت نداشت . مراجعت كرده منزل آمديم . ناهار خورده دو ساعت و نيم به غروب مانده مجددا سوار شديم . تا ده كوشكدشت رفتيم . دو زربه كبك ديده شد . يك تير من انداختم نخورد . شيخ حسين يك كبك زد . بالاتر رفته يك زربه كبك نشسته بود . آقاى عماد السلطنه تير انداختند دو دانه به يك تير افتاد . يك دانهاش پيدا شد ، ديگرى سربالا شده ، توله هم نديد و فرار كرد . يك دانه از سر من خواست بگذرد تير انداختم ، زخمى شده ، خيلى رفت . هرچه گشتيم پيدا نشد . يك تفنگ داشتم . محمد عقب كبك مىگشت . من رفتم يك زربه كبك ديگر ديده شد ، عماد السلطنه يك تير انداخته يكى را زد باز گم شد . يك دانه كبك آمده جلوى من نشست . من عقب كردم . بوتهء « سياهتلو » « 1 » كه خارهاى بسيار بدى دارد دست و دستكش مرا پاره كرده خون جارى شد . تفنگ را انداختم خورد . قدرى راه رفته من دويدم بلند شد سرازير بود و خوب پريد . از چشم من ناپديد شد . سواره بى خود به هواى پرش عقب نكردم . بعد ايستاد . متحير بودم . يك نفر رعيت ديدم از دور كبك را گرفته مىآورد . كبك درشتترى بود . بچهء پارسال بود . زنده بود . آمديم پائينتر . عقب بودم يك زربه كبك پريد . بهرام خان قوش انداخت . كبكها بنه كردند . عماد السلطنه نزديك بود . توله كبكها را بلند كرد . يك دانه با اين لول و يك دانه با آن لول زدند . هردو پيدا شد . قوش هم يك كبك گرفت . وقت تنگ بود منزل آمديم . حضرت و الا امروز شكارى نكردند ، يعنى تير خالى نكردند . تاريخ اعثم كوفى شب خواندم . خيلى خوب تاريخى است . از روات معتبر محسوب مىشود . خوب نوشته . هواى خوبى داريم . چقدر از صدمهء تنكابن آسوده شديم . اينجا معقول جائى است . كبك بزرگ امروز را قرار شد صبح براى جناب كباب كنند . تا امروز سينهء كبك ندادهايم بخورد . هرچه خورده ران كبك بوده ، يعنى از طهران اينطور حضرت و الا قرار دادند كه هميشه ران كبك به جناب تعارف كنيم . اين كبك بزرگ هم كه بيات نشده مثل ران كبك بلكه بدتر است . اخبار ولايات از طهران چهارشنبه 25 ربيع الاول - صبح سوار شد ، عصر درهء روى ده رفتيم . هيچ كبك نداشت . گوسفند زياد آنجا چرا مىكرد . اين گوسفندها كبكها را فرارى كرده بودند . مراجعت دو خرگوش از دور بيرون آمد ، شكار نشد . دو روز قبل جواب كاغذهاى طهران
--> ( 1 ) - اصل : سياطلو